ArticlesTranslationsBooks

 مقاله های فارسی  Persian Articles

 

Article Publication مقاله  
Strong Motivations for Starting & Continuing Your Work Movafaghiat 106 (10/2006)

 

 انگیزه های نیرومند برای آغاز و ادامه کار
Concentration for Tranquility & Knowledge Movafaghiat 102 (08/2006)  تمرکز، مهارتی برای کسب آرامش، آگاهی
An Answer As  Sweet As Victory      Movafaghiat 98 (06/2006) 12-13 پاسخی به  شیرینی پیروزی
Characteristics of A Healthy & Constructive Relationship  

 

ویژگی های رابطه سالم و سازنده
Life, An Exhibition of Attitudes  

 

زندگی،  نمایشی از نگرش ها

 

Who is Your Guide and What is His Message? Movafaghiat 97  (05/2006) راهنمای شما کیست و پیامش جیست؟
The Traveler of Success Movafaghiat 91 (1/2006): 14-15 سفری از خواستن تا دست یافتن
The Angle Who Brings Victory  NAFeh 29  (03/2006) 75 فرشته پیروزی بخش
Man the Highest Agent of Man’s Success Peyvand 315 (1/2006): 20-21 انسان برجسته ترین عامل پیروزی
Discovering & Developing your Talents & Interests Movafaghiat 87 (12/2005): 58-59 رابطه کشف و پرورش استعداد و علاقه با پیروزی
Time, the Most Valuable Asset Movafaghiat 86 (9/2005): 15-16 وقت،با ارزش ترین سرمایه انسان
How to Turn Our Wishes into Goals Peyvand 309-311 (9/2005): 8-11 رابطه شناخت وپرورش استعداد با موفقیت
What Messages Do We Have for Our Children? Peyvand 306 (9/2005): 20-21 چه پيامي براي فرزندانمان داريم؟
A Skill far More Important than the Other Skills Movafaghiat 84  (9/2005): 30-31 مهارتی بر تر از همه مهارتها
Man, the Highest Agent of Success Movafaghiat 82 (7/2005): 10-11 گرانبهاترین هدیه و بزرگترین سرمایه
The Seven Steps for Goal Setting Movafaghiat 81 (6/2005): 14-15 هفت قدم  هدف سازی ودست یابی به هدف
Desired Image of Dara & Sara Pajoheshname Amoozeshi 83 (5/2005): 4-5 تربیت دارا و سارای پیروز تر
Teachers & Five Signs of Success Roshd-e-Moalem 9 (summer, 2005):7-8 پنج ويژگي پيروزي آفرين

 

**براي اطلاعات بيشتر به كتاب " رازهاي جاودانه پيروزي" نوشته همين نويسنده مراجعه فرماييد.   

dariushd2@yahoo.com دکتر داریوش دهقان

دکتر داریوش دهقان

dariushd2@yahoo.com

زندگی،  نمایشی از نگرش ها

نگرش های ما پیوسته درهمه جا ودرهرموردی براحساس و کنش ها و واکنش های ما اثری شگرف می گذارند.  این نگرش های مثبت یا منفی که ازدوران کودکی دراثرهزاران رویداد و پیام های مکرر وعوامل دیگردرذهن ما معنا یافته،  تقویت شده، و شکل گرفته اند لحظه ای ما را رها نمی سازند. آنها تعیین می کنند که با محیط  اطرافمان و آنچه درآنست چگونه برخورد کنیم،  دنیا را چگونه ببینیم، از دیگران چه انتظاراتی داشته باشیم،  و با مردم چگونه رفتارنماییم.  نگرش ها تعیین می کنند که ما چگونه باید باشیم و دیگران و دنیا چگونه باید باشند. زیربنای تفکرات، فرض ها، احساسات، و رفتارهای ما نگرش ها یمان می باشند.  آنها نه تنها درچگونگی رفتارما با دیگران موثرند بلکه بر تصوراتی نظیر اینکه دیگران درمورد ما چگونه می اندیشند،  و یا حدود توانایی و ناتوانی ما چقدرست،  نفوذ دارند. نگرش ها چنان برهمه جنبه های مختلف زندگی ما اثر می گذارند که می توان گفت زندگی ما نمایشی ازنگرش هایمان است.

  در فارسی گرایش،حالت، طرز برخورد،  رفتار و روش، و نگرشAttitude کلمه انگلیسی

معنی شده است. اگرچه دراین مقاله  با استفاده از " واژه نامه روانشناسی"  کلمه  " نگرش" برگزیده شده است، اما بنظر نمی رسد که هیچیک ازاین کلمات به تنهایی معنی  درستی ازکلمه " اتی تود"  را بیان کنند.   تعریفی که درفرهنگ انگلیسی " وبستر" از کلمه " اتی تود"  شده بیشترآنرا روشن می کند.  بر اساس این تعریف " اتی تود"  عبارتست از:  

  " یک حالت روانی پیچیده ودر برگیرنده اعتقادات، احساسات، ارزش ها و تمایلات ، برای عمل به شکل های خاص."  در این مقاله  هر جا  واژه" نگرش"  دیدید ، این تعریف را بیاد داشته باشید.  فرهنگ  وبستر واژه  " اتی تود"  را موضع روانی نسبت به یک واقعیت یا حالتی،  معنی کرده است. بیشترروانشناسان بر تعریف زیرتوافق دارند: " نگرش، تمایل از پیش یاد گرفته شده ایست برای پاسخ دادن به چیزی  بصورت رفتارمثبت یا منفی".  

می دانیم که نگرش ها در اثرعوامل متعددی ازجمله ژن های به ارث برده شده، محیط زندگی فرد مخصوصا دردوران کودکی، آموزش، وضع جسمی وظاهری فرد، نظرگروه همگن،  تصویری که او در ذهن از خود ساخته ،  پذیرفته وتایید شدن یا نشدن بوسیله آنها که برای فرد مهم هستند ، و میزان موفقیت های او تشکیل می شوند.  توجه به این عوامل نشان می دهد که محیط  زندگی درشکل گیری نگرش ها بیشترین اثررا دارد.   از طرف دیگرآگاهیم که که هزاران رویداد و پیام های متعدد و مکررمحیط،، همیشه درست، دقیق،آگاهانه  و بی غرضانه نمی باشند.  بنابراین فرد باید در مقطعی از زندگی  رویدادها و پیام های گذشته را ارزشیابی کرده و تصمیم بگیرد که آیا می خواهد اختیار زندگی خود را به نگرش های  منفی  ناخواسته بسپارد یا  آنها را تغییر داده و در کنترل خویش درآورد.  حقیقت اینست که همه ما چه بخواهیم چه نخواهیم  با روزهای سخت، دردهای روحی و جسمی، نامهربانی و بی عدالتی روبرومی شویم. می دانیم که در بسیاری از موارد نمی توانیم عوامل خارجی را کنترل کرده و یا تعدیل نماییم. اما کنترل ذهن ما دراختیار ماست. این ما هستیم که برمی گزینیم  که چگونه به رویدادها پاسخ دهیم. می توانیم  تمرکز خود را به حل مسئله معطوف کنیم  یا بجای این کار، مسئله را چنان بزرگ کنیم که خود را درگشایش آن ناتوان بیابیم.  گزینش پاسخ با ماست.

وقتی که ما با واقعه ای روبرو می شویم،  بلافاصله یک فکر آنی برای پاسخ به آن واقعه در ذهنمان  پدیدار می شود که ریشه در نگرش هایمان  دارد.  این فکر آنی منجر به پیدایش احساسی خاص شده و این احساس بنوبه خود ممکن است ما را به بروزرفتاری وادار کند.  بسیاری  ازروانشناسان معقدند که وقتی واقعه ای برایمان  پیش می آید، خود واقعه ذهن ما را آشفته نمی کند بلکه تعبیرو تفسیرو داوری ما ازواقعه است که موجب نشان دادن واکنش خاصی می شود.  این نگرش ما است که در تعبیرو تفسیر آن واقعه ، موضوع؛ و یا تجربه نقشی اساسی دارد .درستی این اعتقاد را همه ما در شرایط مختلف آزموده ایم.  مثلا فرض کنید ازدور گروهی از دوستان را می بینیم و بطرف آنها می رویم.  آنها با دیدن ما شروع  به خندیدن می کنند و ما چون از آنها دوریم  دقیقا دلیل خنده آنها را نمی دانیم.  اگر بخود اعتماد فراوان داشته باشیم، ممکن است  فکر کنیم دیدارمان دوستان را شاد کرده وازخوشحالی خنده سرداده اند.  اگر تجربیات و پیام های مکررگذشته، ما را معتقد ساخته که اغلب مورد تمسخر گروه همگن قرارمی گیریم و اعتماد بنفسمان کم است، ممکن است این  خنده را  نیز ناشی از تمسخر بدانیم.  

 در اصل فرقی ندارد که  دلیل خندیدن چه بوده است،  این تفسیرما از خندیدن است که موجب پنداری می شود.  براساس این پندار احساس خوش یا نا خوشی به ما دست می دهد و این احساس می تواند سبب رفتاری شود.  درمورد اول ممکن است قبل ازرسیدن به دوستان، ما نیزخندان دست هایمان را برای به آغوش کشیدن آنان که پنداشته ایم از دیدنمان شاد شده اند،  بگشاییم .  درمورد دوم امکان دارد معترض وخشم آلوده بطرف کسی که صدای خنده اش ازهمه بلند تربوده یورش بریم.  تنها پس ازواکتش ما و توضیح آنان، معلوم می شود که دلیل خنده همگانی، دیدن ما و بیاد آوری لطیفه خنده داری بوده است که درآخرین دیداربرای دوستان نقل کرده ایم.  همه ما اینگونه  تجربه ها را داشته ایم.

این مثال چند چیز را روشن می کند:

1- احساسی که داریم و رفتاری که نشان می دهیم ناشی ازطرزتفکرو تفسیرما ازوقایع است،

2- تعبیر و تفسیرما از آنچه اتفاق می افتد همیشه درست و دقیق نیست.

3- اگرافکارمان تغییر کند تعبیرو تفسیر ما از وقایع نیز تغییر خواهد کرد،

4- افکارمان وقتی تغییرخواهد کرد که  نگرش ها یمان را تغییر دهیم.

 تغییر نگرش امکان پذیرو چنان امید بخش و توانا کننده است که  فیلسوف و روانشناس بزرگ ویلیام جمیز، آن را بزرگترین کشف نسل خود می داند. او می گوید: " بزرگترین کشف نسل من اینست که انسان می تواند با تغییر نگرش ذهنی خود جنبه های بیرونی زندگیش را تغییر دهد..

با توجه به اینکه همه ما ازهمنشینی با افراد شاد و دارای نگرش مثبت لذت می بریم، و با درنظر گرفتن اینکه می دانیم که تغییرنگرش زندگیمان را تغییرمی دهد، مصمم می شویم که نگرش های منفی خود را تغییر دهیم. اکنون پرسش اینست که چگونه می شود نگرش ها را تغییرداد.  نگاهی دو باره به عوامل تشکیل دهنده نگرش ها نشان می دهد که تغییرآنها کاری تدریجی و مستلزم  تمرکز، وتمرین است. اولین  و مهم ترین قدم برای تغییردادن نگرش، شناخت خویشتن است.  برای شناخت مشکل باید به مشاهده رفتارهای خویش بپردازید، و ازنزدیکا ن که رفتارهای شما را بیشتر می بینند بخواهید که مشاهدات خود را بی کم و کاست برا یتان بازگو کنند. لازمست مشخص کنید که چه نگرش هایی برای شما مشکل فکری، احساسی، ویا رفتاری ایجاد می کنند.  می بایست به زبانی که با دیگران صحبت می کنید، گوش فرا دهید.  صدایتان چه تنی دارد؟  چه کلماتی بکار می گیرید؟  مخصوصا به آنچه به خود می گویید توجه کنید زیرا این گفتار خصوصی بیشترین نفوذ را بر شما دارد.  همیشه می توان گفتار شوق انگیز و یا افسرده کننده داشت.  شما قدرت گزینش هر کدام را که بخواهید دارید.  آگاهانه واژه ها و عبارت های یاس آمیز وحاکی از درماندگی را ازگنجینه لغات خود بیرون کنید.

نوع  نگرانی های خود را بنویسید و بد ترین شکلی را که می توانند داشته باشند تصویر کنید  تا بدانید که هیچ پیش آمدی همه هستی شما را نابود نمی کند، هیچ یک ازمشکلا تتان همیشگی نیست،  و هیچ دردی را مخصوص  شما نیافریده اند. عوامل و اعتقادات مانع سازرا یکی یکی کنار گذاشته و بجای آنها عوامل و اعتقادات  کارسازرا بکارگیرید.  قالب ها والگو های فکری نا کارآمدی که شما را به منفی نگری می کشانند مشخص کرده و بشکنید، و ارزش ها،  پندارها، وتمایلاتی که انگیزه رفتارهایتان هستند وآنها را درگزینش ها و عدم گزینش ها بکارمی گیرید، مشخص کنید تا خود را بیشتر بشناسید.  شناسایی  خود و مشکلاتتان، هدف تغییررا معین می کند. پس ازداشتن این هدف، برای تغییرات لازم نقشه و برنامه ای تهیه کنید و آنرا مثل هربرنامه ارزشمند  دیگری هفته ها و ماه ها پیگیری کنید.  بیاد داشته باشید که نگرش ها درزمانی طولانی و با پیام های مکرر شکل گرفته اند،  بنابراین انتظارتغییرناگهانی آنها را نداشته باشید.   باید قدم های کوتاه بردارید وهرتغییر کوچکی را که ایجاد می کنید، موفقیت بزرگی محسوب نمایید، زیرا مجموعه این تغییرات کوچک، نگرش های مثبت شما را بیشترنموده، طبیعت حقیقی شما را نمایان تر کرده،  وسرانجام نمایشی زیباتر وپربارتراززندگی ارزشمندتان ارائه می دهند.

 برای اطلاعات بیشتر به کتاب " رازهاي جاودانه پيروزي" نوشته همين نويسنده مراجعه فرماييد

 

 

     

 

 

دکتر داریوش دهقان

dariushd2@yahoo.com

ویژگی های رابطه سالم و سازنده

بشربحکم طبیعت و نیازهایش پیوسته با انسان های دیگردرارتباط است، و کیفیت روابط او بحدی مهم است که کیفیت زندگیش را مشخص می سازد.  همانطور که رگها وسیله تغذیه ورشد بدن می باشند، رابطه های انسان نیز ابزاررشد شخصی، شغلی، و اجتماعی او محسوب می شوند.  اگرهمه رابطه هایی که یک فرد از کودکی تا بزرگسالی با دیگران بر قرار می کند درنظرمجسم کنیم ، اثر آنها را برترقی و تکامل او روشن ترمی بینیم  و تردید نمی کنیم که این داد وستدهای انسانی درایجاد شادی و پیروزی یا غم و بازماندگی فرد و اجتماع  نقشی بزرگ و اساسی بعهده دارند.  

روابط  انسان، دلایل، شکلها و نتایج گوناگون دارد.  رابطه می تواند بلند مدت، کوتاه مدت، معنوی، مادی، اجباری، اختیاری، سطحی، عمقی، رسمی، غیر رسمی، ساده، پیچیده، یا ترکیبی ازبعضی ازاینها باشد.  اثرو اهمیت رابطه و آگاهی از اینکه  کیفیت رابطه های هرکس، کیفیت زندگی او را تعیین می کند، ما را مشتاق می سازد که بدانیم رابطه سالم، و سازنده چه ویژگی هایی دارد.  علاقه مندی ما به محبوب یا همسر، اعضای خانواده، اقوام و نزدیکان، ومخصوصا ترس ازجدایی های ناخواسته، این دانش را ضروری ترمی سازد.  داشتن این آگاهی ضروریست چون می دانیم  که با بکار گیری آن بهترمی توانیم با مردم و افرادی که دوستشان داریم ارتباط  مطلوب و ثمربخش برقرارسازیم.   اگرچه تاکید اصلی این مقاله بررابطه همسران می باشد،  بعضی ازویژگی هایی که دراینجا به آنها اشاره می شود عمومی بوده و درروابط دیگرهم مشاهده می شود.  بعضی ازویژگی های روابط سالم و سازنده  بقرارزیرند:

 

آگاهی از هدف های رابطه،  افرادی که با یکدیگررابطه سالم و سازنده دارند  ازهدف های

 رابطه خود کاملا با اطلاع هستند. این افراد به بلوغ فکری لازم رسیده و دریافته اند که هیچ کس با دیگری رابطه ای برقرارنمی کند مگر اینکه بخواهد به سودی برسد.  این سود می تواند معنوی، مادی یا مجموعه ای از هردو باشد. افراد قبل ازازدواج فکرمی کنند هرکه هستند و هرچه هستند، زنگیشان بتنهایی کامل نیست،  بنابراین فردی را برگزیده و با او ازدواج می کنند تا با ایجاد زندگی مشترک به تکاملی بیشتردست یابند.  هدف کلی وانتظار ضمنی همسران اینست که زندگی مشترکشان به مراتب رضایت بخش تراززندگی مجردی آنها باشد. بنا براین دائم کیفیت دو دوره  را باهم می سنجند تا هم خود شاهد رضایت بیشتر بوده و هم همسرخویش را  به رضایت آرزو شده برسانند.  آنها بنا به هدفی که دارند و سوگندی که یاد کرده اند پیوسته می کوشند تا درهر شرایطی برای سلامت، خوشنودی، شادی، وسربلندی همسربرگزیده، یا فرد برترزندگی خود، تلاش کنند وبا او به استقبال آینده بروند.  

اعتماد،  هرنوع رابطه ای برای ادامه یافتن باید ازدرجه ای ازاعتماد بر خوردار باشد و طرفین رابطه باید قابل اعتماد بودن خودشان را درعمل نشان دهند.  هیچ چیزمثل اعتماد ادامه رابطه را تضمین نمی کند.  هرچه رابطه ای سالم تر باشد میزان اعتماد  افراد در آن رابطه نسبت به  یکدیگر بیشتر می باشد. معمولاهمسران به دلیل اعتماد فراوان به یکدیگرازهمه اسرار، اطلاعات، وخوب و بدها ی یکدیگر با خبرند.  باید بیاد داشت که اگر چه اعتماد بهترین راه اثبات عشق ودوستی است، سوء استفاده ازآن موجب سستی ارتباط،،  وفقدان آن سبب گسستن ارتباط می شود. درداشتن اعتماد نیز باید تعادل داشت زیرا که اعتماد زیاد می تواند به فریب خوردن، وکم اعتمادی می تواند به زجر کشیدن منجر شود.

احترام متقابل،  درروابط سالم و سازنده هر یک ازهمسران پذیرفته است که صرف نظر ازمقام وموقعیت فردی، یکی ازطرفین رابطه باشد وارتباط  را یک داد و ستد بداند.  بنابراین همانطور که انتظار دریافت کردن احترام برای خود و بستگانشان دارد، به همسرخود  و وابستگان او

احترام گذارد.  روابط عموما و روابط همسران خصوصا بدون این ویژگی دوام نخواهند آورد. دراین روابط هر یک از طرفین برای دیگری شخص برگزیده می باشد. هررفتاروگفتارومقایسه ای که این اولویت را تغییر دهد ، درصورت تکرار می تواند ویران کننده رابطه باشد.  درروابط سازنده هرهمسری، با رفتارش به دیگری می آموزد که چگونه با او رفتارکند. برای یاد دادن دوستی، اورا دوست می دارد، برای بنیادی کردن مهربانی، مهربانی می کند، وبرای متداول ساختن حمایت بی قید و شرط ، بی قید و شرط از او حمایت می کند.

 

وفاداری، درروابط زناشویی  وفاداری اصلی اساسی است  بنابراین انتظار وفاداری از همسران برجسته ترین انتظارمی باشد. اگر همسری  این ویژگی را در همسر خود نبیند دلیل قابل قبولی برای برهم زدن رابطه دارد.  زیراهرکس که به فرد برگزیده خود وفادارنباشد، شایسته داشتن رابطه ای که اساس آن وفاداری است، نمی با شد.

 

 بیان روشن خواسته ها، دررابطه سالم و سازنده افراد  وقت خاصی را به گفتگو اختصاص می دهند و خواسته های خود را بروشنی و  بدون ابهام بیان می کنند. آنها انتظارندارند که همسرشان قدرت ذهن خوانی داشته باشد و برای او زمینه فرض و پندار فراهم نمی کنند.  فرض و پندار درروابط نقشی مخرب دارد،  بنا براین همسران بطورمرتب درمحیطی آرام و دوستانه گفتگو

 می کنند تا از تخریب و بحرانهای احتمالی پیشگیری نمایند.

 

شناخت همسر، درروابط سالم همسران به تفاوت های فردی توجه دارند. بنابراین برای شناخت هرجه بیشتر یکدیگرسرمایه گذاری و سعی فراوان می کنند.  شناخت نیازها، قدرت ها، ضعف ها، علاقه ها، و حساسیت ها، به ایشان امکان می دهد که نیازها را برآورند، توانایی ها را تقویت کرده و از آنها سود جویند، ضعف ها را جبران کنند و با حساسیت ها بنفع استحکام ارتباط ، برخورد مناسب داشته باشند.  همچنین این شناخت به همسران امکان می دهد که علاوه برفعالیت های مشترکی که با هم دارند،  فرصت لازم برای شکوفایی علاقه و استعدادهای یکدیگر فراهم نمایند.

 انتظارات معقول،  درروابط سازنده انتظار افراد ازیکدیگردرمحدوده امکانات و توانایی هایشان می باشد. هیچ یک نمی خواهد و بخود اجازه نمی دهد که دیگری را بکاری وادارد یا ازاو چیزی بخواهد که در توانش نباشد یا بدست آوردنش او را دچار شرایطی  نا پذیرفتنی کند.  اصولا در روابط  خانوادگی هرچه انتظارات معقول ترباشد، استحکام روابط  بیشترست.

 

سپاسگزاری،  همسرانی که دارای رابطه های سالم و سازنده هستند، دریافته اند که رفتارهای کوچک هرروزه شان تعیین کننده سرنوشت رابطه آنها می باشد. بنابراین ارزش وقت و سرمایه ای که همسرشان برایشان  صرف می کند می دانند و با رفتارمناسب سپاسگزاری خود را نشان می دهند.  آنها می دانند که  باید هرعمل پسندیده ای را با رفتار سپاس آمیز تقویت کنند تا شاهد تکرارش باشند.

 

 

 راستی و درستی، در همه رابطه ها مخصوصا در روابط  زناشویی درستی و راستی نقش مهمی ایفا می کند.  ازآنجا که همسران همیشه با هم هستند و یکدیگررا می شناسند، فرصت کافی  دارند که رفتارهای یکدیگر را مشاهده، و گفتارها را بررسی و ارزشیابی کنند.  بنابراین درستی و نادرستی، زود آشکار می شود.  بدیهی است که هیچکس نمی پذیرد که با فرد دروغ گو و یا نادرست و پنهان کارزندگی کند وهیچ رابطه سالمی با نادرستی ادامه نمی یابد.

 

آزادی،  درروابط اجباری چهره واقعی افراد پنهان می ماند ومی توان درآن شاهد تظاهر و نادرستی بود.  درارتباط آزادانه چون طرفین یکدیگررا برگزیده و پذیرفته اند، هیچ یک ازآنها خود را به تظاهرو نادرستی  نمی آلاید.  در رابطه ای که بر اساس آزادی بر قرار شده افراد بنا

برتعهد اخلاقی خویش برای  شاد و پیروز ساختن یکدیگر نهایت سعی را می کنند و همین تعهد برجسته ترین انگیزه آنهاست که در شرایط  سخت و طوفانی نیزبا هم بمانند وخانواده خویش را گسترش دهند.  هرچه بلوغ فکری طرفین و ارزشی که برای خود قائلند بیشترباشد،  قدرت این تعهد نیزکه برجسته ترین نماینده رشد انسان است، بیشتر خواهد بود.

 

اگر افراد دررابطه ای  به هدف ها و خواسته هایشان نرسند باید جنبه های مختلف زندگی خویش را مورد مطالعه دقیق قراردهند، هدف هایشان را دوباره روشن سازند،  و نقاط ضعف موجود را تعیین کرده و صمیمانه و با پشتکاربه ترمیم رابطه خویش بکوشند.  تلاش برای ترمیم رابطه باید مهلتی با سررسید معین داشته باشد.  پس از بپایان رسیدن این مهلت، طرفین باید  پیشرفت های مشترک را ارزشیابی کنند و نتیجه بگیرند که ارتباط  را ادامه دهند یا هریک براه خویش بروند.

مهم اینست که رابطه بی حاصل را طولانی نکنند، زیرا که عمر کوتاست و نباید آنرا صرف

 کسی کرد که ارزش های شما را نمی شناسد و خوشحالتان نمی کند.  باید بیاد داشت  که طولانی ترین و صمیمانه ترین رابطه انسان رابطه ای است که با خودش دارد.  باید یاد آور شد که هدف ازهمه تلاش ها ازجمله برقراری رابطه مشترک، ایجاد سلامت روح و روان و شادی بیشتربرای  خویشتن است.  بنابراین پذیرش تدریجی ناخواسته ها وعادت کردن به زجر کشی های بی معنا خیانت به خویش و حرکتی برخلاف طبیعت انسانی می باشد.  اگر تلاشتان برای ترمیم رابطه نتیجه نداد، از تغییر نترسید و باور داشته باشید  که می توان از قدرت گزینش و چشم باز خود برای انتخابی دلخواه تربهره گرفت.

 

برای اطلاعات بیشتر به کتاب " رازهاي جاودانه پيروزي" نوشته همين نويسنده مراجعه فرماييد

 

 

 

 

 داریوش دهقان

dariushd2@yahoo.com

 

 انگیزه های نیرومند برای آغاز و ادامه کار

کاروتلاش یکی ازعوامل بزرگ موفقیت است و انگیزه، آفریننده کارو تلاش می باشد. اما آیا همه مردم برای کاری که می کنند انگیزه قوی دارند؟  می دانیم که افرادی که آرزوی خود را به هدف تبدیل کرده و برای هدفشان نقشه و برنامه ای نوشته  و آنرا دنبال می کنند جزء  پیشروترین گروه های جامعه می باشند.  آگاهیم که اگرهد ف ها و تلاشهای این افراد با استعداد وعلاقه هایشان همخوانی داشته باشد، بازدهی،  پیشرفت، وشادمانی افزونتری خواهند داشت. با خبریم که میزان شورو انگیزه و تمرکز کسی که با چنین ویژگی هایی کارمی کند، به حدی می رسد که گذشت زمان را حس نکرده و خدمات وساخته هایش از کیفیت برتری برخوردارمی شود.  اما یقین داریم  که بسیاری ازافراد این ویژگی ها  و انگیزه قوی برای کارکردن ندارند.  حتی اگر کارشان ویژگی های اشاره شده را داشته باشد،  امکان دارد که درجریان رسیدن به هدف های شخصی یا سازمانی، با تکالیفی روبروشوند که  تمایلی به  انجام آنها نداشته باشند.  دراغلب موارد، عدم اجرای این نوع تکالیف می تواند باعث عقب ماندن و یا سبب شکست خوردن برنامه ها شود.  بنابراین باید برای انجام آنها انگیزه قوی ایجاد کرد و نگذاشت که شیرینی پیروزی را به  تلخی نامرادی تبدیل کنند.  باید دانست که تمایل داشتن به انجام کاری یا علاقه نداشتن به آن، یک تصمیم درونی و شخصی است و حاصل تجزیه و تحلیل اطلاعات درذهن می باشد.  بنابراین فرد می تواند با یافتن انگیزه و اطلاعات بیشتر، راه حل های جدید، ارزشهای متفاوت،  با خود گفتگو کرده و  حاصل این نوع  تصمیم گیری ها را تغییر دهد.  ازاین نظرعوامل برانگیزنده  زیرارائه می گردد تا علاقه مندان آنها را بررسی کرده وبا توجه به نیاز و ویژگی های خود،  برای آغاز یا ادامه کارشان مورد استفاده قراردهند:

 مجسم سازی شکوه موفقیت

بسیاری از افراد به همان اندازه که از در جا زدن بیزارند به پیشرفت ودستیابی به موفقیت علاقه مند می باشند. انگیزه دستیابی به پیروزی آنقدردر آنها  نیرومندست که ایشان را به سخت ترین تلاشها  وامی دارد. شما هم می توانید هنگامی که به انجام دادن تکلیفی رغبت ندارید  آنرا به موفقیت نهایی مربوط ساخته و با مجسم کردن شکوه و ارزشی  که  در اثر پایان رساندن کارو رسیدن به موفقیت نصیبتان می شود، خود را به انجام آن تکلیف  وادارسازید.

 پاداش بعد ازانجام کار

اگر مشکل، آغاز کردن کار نبوده بلکه ادامه آن می باشد، می توانید با وعده پاداشی که به خود می دهید کاررا دنبال کنید.  هنگامی که دلتان نمی خواهد کاری را ادامه  دهید، امکان دارد بخواهید وقت انجام آن را به صورتی دلخواه صرف کنید.  آنچه دلخواه شماست می تواند  برایتان نقش جایزه داشته باشد و قادر خواهید بود که از آن بعنوان پاداش بعد ازانجام کار استفاده کنید.  مثلا به خود بگویید که پس ازانجام کاربه تماشای یک فیلم می روم و یا ساعتی را  با دوستم می  گذرانم.  یادتان باشد که بخود جایزه منفی ندهید. اگربدون انجام دادن کار، به تماشای فیلم یا دیداردوستتان بروید، خود را با پاداش منفی تنبل خواهید ساخت.

 بررسی سود و زیان

وقتی هدفی می سازید ، برای رسیدن به آن منابع مختلفی از جمله وقت و نیرویتان را سرمایه  گذاری می کنید . هرنوع سرمایه گذاری به امید سود بخشی صورت می گیرد. اگر بیاد آورید که عدم اجرای یک تکلیف ، هم می تواند موجب نرسیدن به سود مورد نظرتان گردد و هم  سبب از دست رفتن منابع سرمایه گذاریتان شود،  انگی&